برف بازی
دیشب همه رفتیم برف بازی.من و شوشو و خاله سارا و دایی محمد و عمو رضا.عمو رضا قرار بود بره تهران ولی کارش عقب افتاد برگشت.
ساعت دوازده زدیم بیرون.اول قرار بود با ماشین دوری بزنیم و برگردیم.ولی تصمیم عوض شد و رفتیم تو یکی از پارکهای نزدیک خونه.
یه عده دیگه هم تو پارک بودن.نیم ساعتی برف بازی کردیم.خیلی خوش گذشت.کلی خندیدیم.
ولی من نمیتونستم خیلی برف بازی کنم.بیشتر نگاه میکردم.خیلی سخت بود خم بشم و گلوله برفی درست کنم.
شوشو گفت برگردیم من باید صبح برم سر کار.سر چهار راه نزدیک خونه دیدیم یه عده جمع شدن.دوباره وایسادیم.
دیدم همه صدای ضبط ماشینارو زدن بالا و دارن میرقصن!
یه نیم ساعتیم اونجا موندیم.بارش برفم بیشتر شده بود.تا ساعت یک بیرون بودیم.
اینم چند تا عکس از پارکی که رفته بودیم.

بارش برف خوب تو عکس نیفتاده.

.

اینم عکسایی که تو چهار راه کنار خونه گرفتیم.

.

.

.
این پسرو نگاه تو این سرما فقط یه تیشرت پوشیده!!دارن میرقصن!!

این عکسارم صبح گرفتم.برف امروز بیشتر از دیروز بود.

.




برف بازی 
